ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

484

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 2390 - 2359 ) سپس با جملهء : بعصيانهم للرّحمن ونصرهم للشيّطان ، توضيح مىدهد كه روش هدايت نيافتگان دورى از حق ويارى دادن باطل مىباشد كه آرزوى شيطان است . بنا بر اين آن كه يارى شيطان مىكند واز رحمان دورى دارد به باطل دست يازيده وايمان را خوار وقواعد آن را سست كرده واز آن دورى جسته است وبا ترك ايمان وخذلان آن خاستگاهى براي ايمانش باقي نمانده است . مقصود از « دعائم » ممكن است دعوت كنندگان به حق وعمله ايمان باشد . ومنظور از خراب شدن واز بين رفتن آن نبودن دعوت كنندگان به حق ويا نپذيرفتن سخنشان باشد . مقصود از ناشناخته بودن معالم ، ناشناخته ماندن دعوت كنندگان به حق به دليل كمي تعدادشان در ميان مردم است . احتمال ديگر اين كه مقصود از دعائم ، قواعد دين مانند جهاد وغيره باشد وخراب شدن واز بين رفتن آن ، عدم قيام مردم به جهاد وأمثال اين باشد ومنظور از ناشناخته بودن آثار دين محو شدن نشانه‌هاى ديانت از دل وقلب مردم باشد . وجملهء : وبدروس سبله وعفى شركه ، اشاره به اين است كه از دين اثرى كه با آن شناخته شود ، باقي نماند . تمام جملاتى كه توضيح داديم مبالغهء در ضعف دين ورونق ورواج راه شيطان ومراحلى است كه شيطان مردم را به انجام محرّمات خداوند جلب مىكند . جملهء : واعلام الشّيطان ولواؤه ، يا به پيشوايان شيطانى ودعوت كنندگان به باطل كه مردم از آنها پيروى مىكنند اشاره دارد ويا انديشه‌هاى باطلى است كه شيطان در ذهن مردم مىآرايد ومورد خواست آنها واقع مىشود . در اين صور ذهني مردم رام شيطان شده واز أو تبعيّت مىكنند همان گونه كه در جنگها مردم به دنبال پرچمها وبيرقها مىروند . ( 2401 - 2391 ) فرموده است : في فتن داستهم باخفافها ووطئتهم بأظلافها وقامت على سنابكها